پورسانت فروش؛ چگونه طرحی بسازیم که فروشنده را به فروش سودآور سوق دهد؟
ممکن است فروشندهای بیشترین مبلغ قرارداد را ثبت کند، اما همزمان بیشترین تخفیف را بدهد، مشتریان بدحسابتری جذب کند یا محصولاتی با حاشیه سود پایین بفروشد. اگر پورسانت فقط براساس مبلغ فاکتور محاسبه شود، همان رفتاری تقویت میشود که برای کسبوکار هزینه میسازد.
طراحی پورسانت فروش فقط تعیین یک درصد نیست. مدیر باید روشن کند چه نتیجهای برای کسبوکار ارزشمند است: فروش بیشتر، سود بیشتر، وصول سریعتر، جذب مشتری جدید، فروش محصول راهبردی یا حفظ مشتریان فعلی؟
طرح خوب باید برای فروشنده قابلفهم، برای واحد مالی قابلمحاسبه و با هدف واقعی کسبوکار همراستا باشد.
پورسانت فروش چیست؟
پورسانت، بخش متغیر دریافتی فروشنده است که به یک نتیجه یا رفتار مشخص وابسته میشود. این نتیجه میتواند یکی از موارد زیر باشد:
- مبلغ فروش؛
- حاشیه سود ایجادشده؛
- وصول وجه؛
- تعداد مشتریان جدید؛
- تمدید یا خرید مجدد؛
- فروش یک محصول مشخص؛
- عبور از هدف تعیینشده؛
- عملکرد مشترک تیم فروش.
براساس راهنمای HubSpot درباره ساختارهای جبران خدمات فروش، مدلهایی مانند حقوق ثابت بهاضافه پورسانت، پورسانت ثابت، مدل پلکانی و پاداش مبتنی بر هدف، رفتارهای متفاوتی ایجاد میکنند. بنابراین انتخاب مدل باید تابع نقش فروشنده و هدف شرکت باشد، نه صرفاً عرف بازار.
چرا پورسانت درصدی ساده همیشه جواب نمیدهد؟
تخفیفدادن به سادهترین راه فروش تبدیل میشود
اگر فروشنده از مبلغ نهایی قرارداد پورسانت بگیرد، ممکن است برای بستن سریع معامله، تخفیف بیشتری بدهد. مبلغ فروش ثبت میشود، اما سهم سود شرکت کاهش پیدا میکند.
راهحل این است که سقف تخفیف، کف قیمت و اثر تخفیف بر پورسانت از ابتدا روشن باشد.
فروش ثبتشده با پول وصولشده اشتباه گرفته میشود
قراردادی که امضا شده اما پول آن وصول نشده، هنوز برای پرداخت حقوق، خرید مواد اولیه یا تسویه بدهیها نقدینگی ایجاد نکرده است.
در کسبوکارهای دارای فروش اعتباری میتوان پرداخت پورسانت را به مراحل وصول متصل کرد؛ برای مثال، بخشی پس از پیشپرداخت و بقیه پس از تکمیل وصول. این موضوع باید از ابتدا مکتوب و برای همه یکسان اجرا شود.
همه محصولات ارزش یکسان ندارند
دو محصول ممکن است مبلغ فروش مشابهی داشته باشند، اما حاشیه سود، هزینه پشتیبانی، احتمال مرجوعی یا اهمیت راهبردی متفاوتی ایجاد کنند.
در مدل مبتنی بر حاشیه سود، فروشنده بهجای بالا بردن صرف مبلغ فاکتور، برای حفظ سود معامله نیز انگیزه دارد. راهنمای جدید Xactly درباره ساختار پورسانت نیز مدل مبتنی بر سود ناخالص را برای کسبوکارهایی مناسب میداند که حاشیه محصولاتشان تفاوت زیادی دارد.
نقش افراد در معامله مشخص نیست
اگر یک نفر لید را پیدا کند، نفر دوم مذاکره را انجام دهد و مدیر فروش قرارداد را ببندد، پورسانت به چه کسی میرسد؟ نبود پاسخ مکتوب، اختلاف و رقابت ناسالم ایجاد میکند.
پیش از اجرای طرح باید قواعد تقسیم اعتبار معامله، همکاری میان فروشندگان و فروشهای مشترک مشخص شود.
پنج مدل اصلی پورسانت فروش
۱. درصد ثابت از فروش
فرمول ساده است:
پورسانت = فروش مشمول پورسانت × نرخ پورسانت
این مدل برای فروشهای کوتاه، قیمتهای نسبتاً ثابت و محصولات دارای حاشیه سود مشابه قابلاستفاده است. ضعف آن، بیتوجهی به تخفیف، سود و کیفیت وصول است.
۲. پورسانت پلکانی
در این مدل، نرخ یا پاداش پس از عبور از سطح مشخصی افزایش پیدا میکند. پلکانها باید بهگونهای طراحی شوند که فروشنده پس از رسیدن به هدف، انگیزه ادامه فروش داشته باشد.
وجود پلکانهای زیاد یا اختلاف شدید میان آنها میتواند فروشنده را به جابهجایی عمدی زمان ثبت قراردادها ترغیب کند. مدل باید ساده و رفتارهای ناخواسته آن پیش از اجرا بررسی شود.
۳. پورسانت مبتنی بر حاشیه سود
فرمول پایه میتواند چنین باشد:
پورسانت = سود ناخالص مشمول × نرخ پورسانت
برای اجرای این روش، بهای تمامشده و هزینههای مستقیم باید بهروز و قابلاعتماد باشند. اگر واحد مالی عدد سود را دیر یا مبهم اعلام کند، فروشنده نمیتواند درآمد احتمالی خود را پیشبینی کند.
مقاله مدیریت مالی در شرایط تورمی میتواند برای بررسی ارتباط فروش، هزینه و سود مکمل این موضوع باشد.
۴. پورسانت مبتنی بر وصول
مبنای محاسبه، وجهی است که واقعاً از مشتری دریافت شده است:
پورسانت قابل پرداخت = مبلغ وصولشده واجد شرایط × نرخ
این مدل ریسک فروشهای بدحساب را کاهش میدهد، اما فروشنده نباید مسئول مشکلاتی باشد که خارج از اختیار او و ناشی از تحویل، خدمات یا خطای مالی شرکت است.
۵. مدل ترکیبی فردی و تیمی
بخشی از پاداش به عملکرد فرد و بخشی به هدف مشترک تیم وابسته میشود. این مدل برای جلوگیری از احتکار لید و افزایش همکاری مفید است، بهشرط آنکه سهم فردی حذف نشود.
برای نمونه فرضی:
- ۶۰ درصد امتیاز: فروش وصولشده فرد؛
- ۲۰ درصد: حفظ حاشیه سود؛
- ۲۰ درصد: دستیابی تیم به هدف مشترک.
این نسبتها نسخه عمومی نیستند و باید براساس مدل کسبوکار آزمایش شوند.
طراحی پورسانت فروش در هفت گام
گام اول: هدف اقتصادی را مشخص کنید
فقط یک جمله بنویسید:
«این طرح باید فروشنده را به انجام چه کاری ترغیب کند؟»
اگر پاسخ شامل چند هدف متضاد است، اولویتها را رتبهبندی کنید. افزایش فروش، حفظ سود و وصول سریع میتوانند همزمان مهم باشند، اما وزن یکسانی ندارند.
گام دوم: نقش فروشنده را تعریف کنید
آیا فروشنده فقط سرنخ را پیگیری میکند یا قیمتگذاری، مذاکره، بستن قرارداد، تمدید و وصول نیز بر عهده اوست؟ پرداخت پاداش برای نتیجهای که خارج از اختیار فرد است، احساس بیعدالتی ایجاد میکند.
گام سوم: «فروش مشمول» را دقیق تعریف کنید
مشخص کنید مبنای محاسبه کدام است:
- مبلغ پیش از تخفیف یا پس از آن؛
- مبلغ بدون مالیات و هزینه ارسال؛
- قرارداد امضاشده یا وجه وصولشده؛
- فروش قطعی پس از پایان مهلت مرجوعی؛
- فروش مشتری جدید یا خرید مجدد.
گام چهارم: استثناها را قبل از اجرا بنویسید
تکلیف لغو قرارداد، مرجوعی، اقساط عقبافتاده، فروش مشترک، تغییر قلمرو، جابهجایی فروشنده و تخفیف خارج از اختیار او باید روشن باشد.
شفافیت طرح اهمیت زیادی دارد. Salesforce در نمونه نامه تغییر پورسانت بر ثبت معیارها، دوره پرداخت، سهم متغیر و شرایط محاسبه تأکید میکند.
گام پنجم: طرح را با معاملات گذشته شبیهسازی کنید
طرح پیشنهادی را روی فروش سه تا شش دوره قبلی اجرا کنید و بپرسید:
- چه کسی بیشترین پاداش را میگرفت؟
- آیا آن فرد واقعاً بیشترین ارزش اقتصادی را ساخته بود؟
- آیا فروش کمسود بیش از حد تشویق میشود؟
- هزینه پورسانت برای شرکت قابلتحمل است؟
- آیا فروشنده میتواند محاسبه را بازسازی کند؟
گام ششم: یک برگه یکصفحهای بسازید
فروشنده باید بتواند با مطالعه یک صفحه، مبنا، نرخ، پلکان، زمان پرداخت و استثناها را بفهمد. طرحی که فقط واحد مالی قادر به توضیح آن است، بیش از حد پیچیده است.
گام هفتم: دوره آزمایشی و بازبینی تعیین کنید
طرح را ابتدا برای یک دوره مشخص اجرا و خطاها را ثبت کنید. تغییر ناگهانی یا عطفبهماسبقکردن قواعد، اعتماد تیم را از بین میبرد. بازبینی باید زمانبندیشده و همراه با اعلام قبلی باشد.
مثال فرضی
فرض کنید فروشنده دو قرارداد بسته است:
| شاخص | قرارداد اول | قرارداد دوم |
|---|---|---|
| فروش خالص | ۳۰۰ میلیون | ۲۵۰ میلیون |
| سود ناخالص | ۳۰ میلیون | ۷۰ میلیون |
| مبلغ وصولشده | ۱۰۰ میلیون | ۲۵۰ میلیون |
| تخفیف | بالا | کنترلشده |
اگر پورسانت فقط از مبلغ فروش محاسبه شود، قرارداد اول جذابتر دیده میشود. اما قرارداد دوم سود و وصول بهتری دارد.
این مثال نشان میدهد مبنای پاداش باید با مسئله واقعی شرکت هماهنگ باشد. هدف حذف انگیزه فروش نیست؛ هدف آن است که فروشنده از معاملهای نفع ببرد که برای کسبوکار نیز ارزش ایجاد میکند.
نقش آموزش مدیریت تخصصی
مدیر برای طراحی پورسانت باید فروش، مالی، رفتار کارکنان و راهبرد محصول را کنار هم ببیند. پکیج مدیریت کسبوکار مؤسسه امین موضوعاتی مانند رفتار سازمانی، بازاریابی، مذاکره و حل مسئله را در یک مسیر مدیریتی گردآوری کرده است.
برای مشاهده سایر مسیرهای MBA، DBA و کارگاههای مدیران نیز میتوانید به دپارتمان مدیریت مؤسسه امین یا صفحه دوره آنلاین مدیریت DBA مراجعه کنید.
چکلیست طراحی پورسانت
- هدف اقتصادی طرح مشخص است.
- نقش هر فروشنده دقیق تعریف شده است.
- مبنای فروش مشمول ابهام ندارد.
- تخفیف و حاشیه سود در محاسبه دیده میشوند.
- تکلیف فروش اعتباری و وصول مشخص است.
- قواعد فروش مشترک مکتوب شدهاند.
- لغو، مرجوعی و عدم وصول تعیین تکلیف شدهاند.
- فروشنده میتواند پورسانت خود را محاسبه کند.
- طرح با دادههای گذشته شبیهسازی شده است.
- زمان پرداخت و اعتراض مشخص است.
- تغییر قواعد عطفبهماسبق نمیشود.
- تاریخ بازبینی دورهای تعیین شده است.
پورسانت فروش، پیام عملی مدیریت به تیم فروش است. اگر فقط مبلغ فاکتور را پاداش دهید، فروشنده نیز طبیعی است که مبلغ فاکتور را در اولویت بگذارد؛ حتی اگر تخفیف، بدحسابی یا سود پایین پشت آن پنهان باشد.
طرح مناسب، ساده، شفاف و متصل به نتیجهای است که کسبوکار واقعاً میخواهد. برای آشنایی با آموزشها و کارگاههای مرتبط با مدیریت فروش، تصمیمگیری و توسعه کسبوکار، دپارتمان مدیریت مؤسسه امین و فرم مشاوره همان صفحه در دسترس است.




